خرید بک لینک
سلام امروز اولین روز اسفند، اسفندی که هر سال برای من سخت تمام شد! با تجربیات سخت چند ساله می گویم این روز ها در بازار کسب و کار ایران 1000 تومان نقدینگی مساوی با افتخار ملی است! نمی دانیم چرا همه چیز

برچسب: نویسنده: آرشان رحیمی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 12:49

سلام در آخرین روز های سال 1396 هستیم، سالی عجیب و اسرار آمیز با اتفاقات ناخواسته! حداقل برای من اینگونه بود. در این سال مجبور شدم دفتر شرکت ام را موقتا ببندم و برای رسیدن به بعضی از اهداف از ادامه مسی

برچسب: نویسنده: آرشان رحیمی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 12:49

شهر! مگر شهری مانده؟ داستان سر دراز دارد و جالب آن است که برای هر قصه اش کلی دردو دل ها باز می شود، از حال و هوای شهر میگویم از روز هایی که مردم اعتماد خود را از دست داده اند و بر خواسته ها کوچکشان پ

برچسب: نویسنده: آرشان رحیمی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 12:49

سلام وقت مبالغه و رونامایی از مشکلات ام بود، دیدم چه جایی بهتر از اینجا. وقت پرواز به اهداف بود، دیدم چه جایی بهتر از اینجا. وقت شکابت یا تمجید از خودم بود، باز هم گفتم چه جایی بهتر از اینجا! اصل مط

برچسب: نویسنده: آرشان رحیمی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 12:49

متفکر و پر غرور قدم بر سنگ فرش شهری می گذارم که با عرق سرد مردمان زخم خورده ی ایران مطهر شده است. اینجا کجاست که جهنمش سوزان و بهشتش رویاست! فستیوالیست با سه تماشاچی... من، من و من! خداوندا، مگر مترس

برچسب: نویسنده: آرشان رحیمی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 12:49

باز رسیدم به چهار راه انتخاب! هر چه از این حضور اجباری فرار می کنم باز سر پیچ بعد ظاهر می شود! آخر این همه نشانه برای چیست؟ مگر برای نجات یک گمشده یک پیکان کافی نیست؟ واقعا درک نمی کنم، با تجربه 32

برچسب: نویسنده: آرشان رحیمی تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 12:49

صفحه بندی